در بین همه ی تهدید ها نسبت به علایق حیاتی انسان، تهدید نسبت به آزادی اش از لحاظ فردی و اجتماعی، از اهمیتی فوق العاده برخوردار است. بر خلاف عقیده ی گسترده ای که اشتیاق آزادی را، محصول آموزه های فرهنگی می داند، معتقد هستم که شوق آزادی؛ در حقیقت، واکنش زیستیِ ارگانیسم انسانی است.
با نگاهی به آنچه بر جامعه ی انسانی رفته است، می توان دریافت که در سراسر تاریخ، ملت ها و طبقه ها در صورتی که امکان پیروزی وجود داشته است، با ستمگرانی که بر آن مردم ظلم رانده اند، جنگیده اند. تاریخِ انسانی، در واقع تاریخ مبارزه ی به خطر انداختن آزادی، و تاریخ انقلاب هاست. به شخصه بر این باورم که مردم خود را در هر نبردی به خاطر آزادی رهبری می کنند، و هیچ وعده ای نیرومند تر از دعوت به آزادی، به قلب انسان نمی نشیند. حتی رهبرانی که قصد سرکوب آزادی را دارند، وعده دادنش را الزامی می دانند! وجود انگیزه ای ذاتی در انسان برای نبرد به خاطر آزادی، در این واقعیت نهفته است که شرط آزادی؛ رشد کامل هر شخص و سلامت ذهنی و جسمانی اش می باشد: نبود آزادی انسان را زمینگیر کرده و ذهنش را فاسد می گرداند.
آزادی، علاقه ای ...
ایرانِ من کجاست؟ ایرانِ من پس از عربستان، بزرگترین کشور خاورمیانه است با بیشترین منابع نفتی. ثروتش بیکران است و خاکش طلا. مهد علم و تاریخ است با هزاران سال قدمت... اما در کشور من بر اساس آمار خود جمهوری اسلامی، در هر هفته، حداقل ۳ تن اعدام می شوند. بیکاری، فساد و فقر بیداد میکند. اختلاس های دولتی سرسام آور است. زندان ها پر شده اند از زندانیان سیاسی. پوشش حتی برای غیر مسلمانانش هم اجباریست. حتی مذهب اسلام در آن اجباریست. مسیحی ها بازداشت و یهودی هایش به مرگ محکوم میشوند. بیشترین آمار کودکان کار را داراست. دولتی ها کمپ های ترک اعتیاد را می بندند و در مقابل، خود، تجارت مواد مخدر را بر عهده می گیرند! کشور من جاییست که در آن کوچکترین اعتراض و نقد به حاکمیتی را سرکوب می کنند. در کشور من قلب نداهایش را با گلوله سوراخ می کنند و سنگفرش خیابان هایش را با خونشان رنگ... ایران من بزرگ است! بسیار بزرگ! ولی عدل انسانی در آن حاکم نیست! عدل اسلامی حاکم است. متن: میرا نصیری (@manazadtoazad) تصاویر: آناهیتا (@anaieta)