در بین همه ی تهدید ها نسبت به علایق حیاتی انسان، تهدید نسبت به آزادی اش از لحاظ فردی و اجتماعی، از اهمیتی فوق العاده برخوردار است.
بر خلاف عقیده ی گسترده ای که اشتیاق آزادی را، محصول آموزه های فرهنگی می داند، معتقد هستم که شوق آزادی؛ در حقیقت، واکنش زیستیِ ارگانیسم انسانی است.
با نگاهی به آنچه بر جامعه ی انسانی رفته است، می توان دریافت که در سراسر تاریخ، ملت ها و طبقه ها در صورتی که امکان پیروزی وجود داشته است، با ستمگرانی که بر آن مردم ظلم رانده اند، جنگیده اند.
تاریخِ انسانی، در واقع تاریخ مبارزه ی به خطر انداختن آزادی، و تاریخ انقلاب هاست.
به شخصه بر این باورم که مردم خود را در هر نبردی به خاطر آزادی رهبری می کنند، و هیچ وعده ای نیرومند تر از دعوت به آزادی، به قلب انسان نمی نشیند. حتی رهبرانی که قصد سرکوب آزادی را دارند، وعده دادنش را الزامی می دانند! وجود انگیزه ای ذاتی در انسان برای نبرد به خاطر آزادی، در این واقعیت نهفته است که شرط آزادی؛ رشد کامل هر شخص و سلامت ذهنی و جسمانی اش می باشد: نبود آزادی انسان را زمینگیر کرده و ذهنش را فاسد می گرداند.
آزادی، علاقه ای حیاتی و زیستی در انسان است و همانند هر تهدیدی نسبت به علایق حیاتی، پرخاشجویی دفاعی را در انسان بر می انگیزد. پس در جهانی که اکثریت آن به ویژه مردم کشورهای وامانده از پیشرفت، از آزادی محرومند، هیچ جای تعجبی ندارد که پرخاشجویی و خشونت شکل گرفته و همچنان ادامه یابد.
نابینایانی همچون سردمداران حکومت اسلامی که به قدرت چنگ انداخته اند، در ذاتِ عمل؛ آزادی خود را رها کرده اند. چراکه نظامشان، ایشان را وادار ساخته است چنین کنند.
شاید این همه نفرت از کسانی که امروز به خاطر آزادی می جنگند، از این رو باشد که آزادی جویان، برای سرکوبگرانشان یادآور تسلیم شدن خودشان هستند. شاید سرکوبگران، در حسرتِ شجاعت و وجدانِ رنگ باخته در درونشان، معترضین را به خاک و خون می کشند.
در نتیجه پرخاشجوییِ انقلابیِ راستین و در جهت دفاعِ از زندگی و آزادی، از لحاظ حیاتی، منطقی بوده و بخشی از کارکردِ یک انسان است.
اما در عین حال نباستی اجازه داد تا پرخاشجوییِ دفاعی با آرزوی سادیستی و اعمالِ قدرتِ نادرست، پرخاشجویی انقلابی را تباه کند.
هوشیارانه، مبارزه کنیم.
میرا نصیری
پاییز خونین ۲۰۲۲

نظرات