رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از اکتبر, ۲۰۱۳

تصویر زهرا رهنورد در حال برگزاری مراسم سیاه بازی!

همسر متفکر و نویسنده بیانیه های میرحسین موسوی، در حال اجرای مراسم صلح و آشتی با دیگر کشور های جهان! یا بهتر است بگویم؛ برگزاری مراسم سیاه بازی ملت توسط یکی از مهره های حکومت اسلامی برای دشمن نشان دادنِ صاحبان و تغذیه کنندگانِ اصلی سیستم اسلامی در ظاهر و ادامه سرسپردگی در پشت پرده های کثیف سیاست!  بارها پیش می آمد که از حامیان موسوی می پرسیدم؛ مگر موسوی به شما چه وعده ای داده است که اینگونه فدایت شوم، فدایت شوم به راه انداخته اید؟! مگر غیر از این است که تنها خواسته اش بازگشت به دوران طلایی خمینی است؟! در زمان خمینی چه داشتید؟ به جز اعدام و قتل و خونریزی و گرانی و حجاب اجباری و ... مطلب دیگری در روزنامه ها می خواندید؟! مگر اینان چه پیشنهادی به شما و به صلاح شما کرده اند که اینگونه تسلیمشان گشته اید؟! چگونه با یک رنگ سبز شما را به این سادگی سِحر کرده اند؟!  اما برای آن مردم نادان تنها چند شبی بزن و برقص کافی بود. انگار دنیا را بهشان داده بودند! حاضر بودند آن خوشی ها را تنها برای ساعاتی داشته باشند، ولو اینکه با ریخته شدن خون نداهای وطن پایان گیرد!  پس از آن همه سرکوب و روز...
متن روی عکس (سال ۸۸-اصفهان) :  بهائیت در بوته نقد با سخنرانی حجته الاسلام والمسلمین آقای علی صغیرا زمان: ۵ شنبه ساعت ۷ مکان: خ مدرس خ مولوی مسجد الفتاح مگر این رژیمیان نیستید که در کتاب های تحصیلی دانش آموزان می نویسند که تمامی حکومت های قبل از جمهوری اسلامی در ایران استبدادی بوده اند، اما پس از ورود جمهوری اسلامی، مردم این حق را پیدا کردند تا هر آنکه را می خواهند به عنوان رهبر خود برگزیده و دولت مورد علاقه خود را تشکیل دهند؟ این بیماران روانی در کدام بخش از قانونشان نگاشته اند که بهاییان و یهودیان و مسیحیان از رده انسان ها خارجند و تنها مسلمانان صاحبان ایران زمیند؟ و ما پای آن را امضا کرده ایم تا افسار بر گردنمان بیاویزند و اینگونه بر مردمانمان بتازند؟!  گله ام تنها به حکومتیان نیست. شاکی ام از همه آن مردمی که سال هاست زجر می کشند و ستم بر دیگری را به نظاره می نشینند و با وجود همه این نامردمی ها سرشان را به سویی دیگر چرخانده و انسانیت را به فراموشی سپرده اند!  نسل ما که سوخت و تباه شد! بیچاره نسل فردا... میرا نصیری

پایش را در جبهه از دست داده بود، اما مقصر اصلی را عراق نمی دانست!

استادی داشتم جانباز که پای چپش رو در جبهه از دست داده بود. البته هرگز متوجه یکپا بودنش نشده بودم و فقط آهسته و ناقص راه رفتنش من رو کنجکاو می کرد. یک روز ازش پرسیدم؛ استاد. پاهاتون درد میکنه؟ سرش رو از پشت میز بلند کرد. با اینکه عینک به چشم داشت ولی کاملا مشخص بود که چشم هاش پر از اشک شده. با صدای لرزونی گفت؛ نه چیزی نیست. و در حالی که به پاش نگاه می کرد، ادامه داد؛ فقط اینکه من این پارو برای مبارزه با دشمن اصلی ایران از دست دادم. همینطور که سرم رو می انداختم پایین، آهسته و با ناراحتی گفتم؛ عراقی ها... با صدای محکم و بلندتری گفت؛ نه! خمینی و دولتمردهاش! متعجب شده بودم و بهت زده! ولی بحث به هر دلیلی ادامه پیدا نکرد. جریان از دست دادن پاش رو هرگز برام تعریف نکرد، ولی همیشه توی بحث هاش بهم متذکر می شد که؛ گول اینارو نخورین. گوشاتون رو با مزخرفات این حکومت پر نکنین و به حرف هاشون امیدوار نباشین. با همین دروغ ها بود که مردم رو گول زدن و وارد ایران شدن. در حالی که اینا اصالتشون ایرانی نبود و با این جنگ ساختگی مردم رو به جنگ مشغول کردن تا به راحتی پایه های حکومت رو قوی کنن و بین مردم محبوب...

توی ایران من عدل انسانی حاکم نیست! عدل اسلامی حاکمه!

ایرانِ من کجاست؟  ایرانِ من بعد از عربستان، بزرگترین کشور خاورمیانه است. دارای بیشترین منابع نفتیه. ثروتش بیکرانه. خاکش طلاست. هزاران سال قدمت داره. مهد علم و تاریخه...  اما در کشور من طبق آمار خود حکومت اسلامی، هر هفته حداقل ۳ نفر اعدام میشن. بیکاری، فساد و فقر بیداد میکنه. کلاه برداری های دولتی سرسام آوره. زندان ها پر شده ان از زندانی های سیاسی. پوشش اجباریه. کلمه یهودی ناسزا محسوب میشه. مسیحی ها بازداشت و یهودی ها اعدام میشن. دارای بیشترین آمار بچه های کار توی دنیاست! دولتی ها کمپ های ترک اعتیاد رو می بندن و در مقابل خودشون تجارت مواد مخدر رو بر عهده می گیرن! کوچکترین اعتراض و نقد به حاکمیتی رو سرکوب میکنن. توی کشور من قلب نداهاش رو با گلوله سوراخ میکنن و سنگفرش خیابون هارو با خونشون رنگ!  ایران من خیلی بزرگه! خیلی! ولی عدل انسانی حاکم نیست! عدل اسلامی حاکمه!

عفو بین‌الملل خواستار توقف اعدام دوباره یک محکوم در ایران شد

سازمان عفو بین الملل از دولت ایران خواسته است تا اعدام دوباره یک مرد محکوم به مرگ را متوقف کند.  به دنبال گزارش های رسانه های ایران، مرد محکوم به مرگی که در بجنورد اعدام شده بود، پس از ۲۴ ساعت زنده شده است و تحت مراقبت های پزشکی است، اما قاضی پرونده گفته است که این محکوم یکبار دیگر پس از اتمام معالجاتش اعدام خواهد شد!  عفو بین الملل گفته است، مواجه شدن این مرد با اعدام دوباره، ماهیت بیرحمانه و غیرانسانی مجازات مرگ را هرچه بیشتر عریان می کند.  کارتنی در همین رابطه از سها خزایی 

نگرانی از وضعیت احمد عسگری، روزنامه نگار زندانی

روزنامه نگاران– احمد عسگری روزنامه نگار، فعال دانشجویی و از دانشجویان دانشگاه تهران مرکز بازداشت شد. بنا به اطلاع گزارشگران روزنامه نگاران، احمد عسگری فعال دانشجویی و از دانشجویان رشته روابط بین الملل دانشکده علوم سیاسی تهران مرکز، روز سه شنبه ۲۳ دیماه ۹۳ حدود ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه ی عصر، در منزل شخصی اش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. مامورین امنیتی پس از دستگیری، این فعال دانشجویی را برای اجرای حکم ۵ ساله اش به زندان اوین منتقل کرده اند. احمد عسگری طی تماسی تلفنی با مادرش، متذکر شده که به اعتصاب غذا دست خواهد زد و اگر پاسخی نگیرد، اقدام به خودکشی خواهد کرد. گفتنی است، احمد عسگری که در روزنامه های کارون، مردم سالاری، اعتماد و بسیاری از رسانه های مجازی فعالیت کرده و دو بار سابقه بازداشت در سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۲ را دارد. قابل ذکر است، احمد عسگری در طول دو ماه بازداشت خود در سال ۱۳۹۲، از نخستین روز در اعتصاب غذا به سر برده و پس از تلاش مامورین زندان برای شکستن اعتصاب غذای وی، از طریق شکستن لامپ سلول خود، ۲ بار رگ خود را می زند، که در نتیجه به بهداری زندان اوین منتقل می گردد. ا...

چرا نتانتیاهو می گوید در ایران جین پوشیدن آزاد نیست؟!

  چون دقیقا ۴ سال پیش، چنین اعلامیه ای را بر روی درب حسارت دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکز دیدم! توهین و حقارت دانشجویان توسط عوامل سپاه ثارالله را با چشمانم مشاهده کرده ام و کاملا به نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو یا هر انسانِ دیگری حق میدهم تا از حقوق اولیه ضایع شده ی مردم ایران سخن بگوید!

احمد عسگری آزاد شد

احمد عسگری، روزنامه نگارِ در بند، با تودیع وثیقه آزاد شد.   احمد عسگری، زندانی سیاسی، پس از سپری کردن ۴ ماه حبس، سرانجام با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد گردید. احمد عسگری چندی پیش، در ۳۰ خرداد ۹۲ و در پارک فدک تهران، توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به منزل شخصی اش منتقل شده و پس از تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی اش به زندان اوین منتقل شده بود. نهایتا بعد از ۳ ماه حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند عمومی ۳۵۰ این زندان منتقل شده بود. قابل ذکر است این روزنامه نگار پیش از این به دلیل پوشش اخبار مربوط به درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ توسط سپاه ثارالله دستگیر شده و پس از ۳ ماه حبس در زندان اوین با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و به طور موقت از زندان آزاد گردیده بود. به امید آزادی تمام آزادی خواهان و میهن دوستانِ در بند

قانونی شدن ازدواج سرپرست با فرزند-خوانده، قانونی شدن تجاوز در مملکت!

چطور می شود از آسیب های جدی قانونی شدن ازدواج فرزند-خوانده با سرپرست چشم پوشی کرد؟!  آن، چه فکر خبیثی است که دختر بی نوایی را به خانه می آورد، به او آب و غذا می دهد و به انتظار روزی می نشیند که از او بهره ببرد؟!  فرق این عمل با تجاوز در چیست؟ قانونی بودنش است؟! یکباره بیایند، جار بزنند؛ "ملت! تجاوز در این مملکت آزاد است" !  باور و تحملش سخت است که شاهد چنین ضربات و توهین عمیقی به فرهنگ و خرد مردم باشیم!‌ سکوتِ امروزِ تماشاگرانِ این میدان، فرداروزی دامن گیر خودشان نیز خواهد شد!!  میرا نصیری(سارا شمس)