تردید در همسرایی زندانی و زندانبان « شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندانبان هم زمان زمزمه می کنند ... » حسین پناهی زندان رجایی شهر جایی است که انسانیت و وجدان به قربانگاه می رود ، اما در همین زندان منظره هایی را می توان یافت که تجلی شرافت هستند. از غیرت و استقامت همبندِ تازه رهیده مان بهروز جاوید طهرانی که دیگر شهرت و اعتبارش بیشتر از بسیاری سیاستمداران ایرانی است، ارژنگ داوودی را می بینیم که مردانه قد علم می کند تا در برابر ستم پیشگان با به دست گرفتن جانش مبارزه کند و هر روز زندانبان و زندانی در سمفونی جنایت و ستم هم صدا می شوند، اما این هم صدایی از جنس هم سرایی های معمول آنگونه که در موسیقی رایج است، نیست. این هم سرایی، نجوایی است از سر جبر و به تحمیل زمانه که در آن، از یکسو زندانبان برای لقمه ای نان و به تحریک نیروهای امنیتی زندانی را تحت فشار روانی و گاه فیزیکی قرار می دهد و از سوی دیگر زندانی با به جان خریدن این فشار و شکنجه بر موضع خود می ایستد تا غیرت و شرافت قربانی نشوند . اگرچه مناظری که من در رجایی شهر می بینم، مناظر حیرت انگیزی است اما آنچه که پشت درهای زندان رجایی شهر...