رد شدن به محتوای اصلی

می نویسم دوباره...

دوباره بازگشتم
در طول این غیبت نیز می نوشتم اما نه در قالب وبلاگی کوچک که سعی داشت حرف حسابش را به گوش جهانیان برساند؛ بلکه
در گوشه و کناری ، از خبری ، از دردی و از غم های دوری از وطن می نوشتم

دانش آموز دبیرستانی ای بیش نبودم زمانی که برای اولین بار آغاز به وبلاگ نویسی کردم.
چهارسال از آن روز می گذرد و دیگر در وطن نیستم.

غم غربت در دلم رخنه کرده...
حسرت آزادی در وطن هنوز در دلم زوزه می کشد...

می نویسم باز
اینبار نه تنها از دردهای مردمم بلکه از آنچه بر من گذشت نیز خواهم نوشت
خواهم نوشت از آن چه به چشم دیدم و می بینم
از آن چه سخت بود اما هر چه بود بر من رفت و مرا وا داشت به هجرت
هجرتی اجباری
هجرتی که به دنبالش تنهایی و آوارگی نصیبم گشت...
هجرتی که خانواده، دوست، دانشگاه، شهر و وطنم را از من گرفت؛ غم غربت را به من هدیه داد و مرا در چنان مسیر سختی قرار داد که دیگر بازگشت به خاطرات شیرین گذشته نیز برای لحظه ای خاطرم را آرام نساخت...
اما فراز و نشیب های این مسیر نتوانست مرا از پای در آورد
چرا که آسان نگرفته بودم این راه را و با قدم های محکم و استوار پا در آن گذاشتم
همچنان که استوار گام بر می دارم، تصمیم بر آن دارم از مسیرهای طی شده و پیش رو نیز بنویسم...


پس با من باش دوباره
تا بخوانی سرگذشت من حقیر را

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...