رد شدن به محتوای اصلی

ضربه ای بر پیکر رژیم اسلامی


فاحشه های مغزی، آن دسته از افرادی هستند که گلشیفته را فاحشه جسمی می دانند!!
سارا شمس




گلشیفته فراهانی - مجله «له فیگارو» فرانسه - عکس: ژان باپتیست


کلیپی از جین باپسیت موندینو با حضور گلشیفته فراهانی و دیگر هنرمندانی که برای آزادی جسم و جان سخن می گویند و برهنه می گردند!
این ویدئو حرکتی نمادین برای رفع و دفع تابوهای رایج است که درجوامع گوناگون وجود دارد.
افراد حاضر در ویدئو با حرکات و گفتار خود به نوعی خود را فراتر از تابوها نشان میدهند و منظور ومقصودشان این است که روح و جسم توأمان باید آزاد گردد و تا فرد نسبت به جسم خود اختیار و تصاحبی نداشته باشد در روح خود هم امکان تصاحب نداشته و آزادی به معنی واقعی شکل نمیگیرد .
این گفتارترجمه ای کلی ست از آنچه که توسط حاضران در این ویدئو گفته می شود.




گلشیفته فراهانی در مصاحبه با كانال دو فرانسه: ما سی و اندی ست كه دولتی مذهبی و ایدئولوژیك داریم و دیگر كافی است! خسته شده ایم!


می نویسم برای گلشیفته، برای آزاد اندیشی او...

متاسفم برای آنانی که گلشیفته را به باد فحاشی بسته اند! 
نادانان!
شما اختیار تن او را ندارید! 
او خود را نماینده شما و یا جنبش و حزب شما معرفی نکرده است...
او در زیر این عکس ننوشته است: من گلشیفته یک زن ایرانی هستم!!! اگر هم بنویسد به هیچ کس مربوط نیست! چراکه ایران ازآنِ او هم هست! 
در طی این سال ها شما تنِ او را برایش پرورش نداده اید که اینگونه آتشفشان شعورتان فوران کرده است!!
متاسفم برای آن بانویی که مدرک دکترا دارد و سالهاست در کانادا زندگی می کند؛ اما برای گلشیفته می نویسد: این زنیکه کونی!!
مگر شما در طی این سالها با او بوده اید که کونی بودنش را اینگونه و با اطمینان مطرح می کنید؟!!!
متاسفم برای آن ملتی که عکس عریان دختر مصری را حتی به عنوان عکس پروفایل خود انتخاب می کنند و تا می توانند از او دفاع می کنند، اما تا یک زن عریان ایرانی را می بینند به رگ غیرتشان برخورده و به خود اجازه می دهند اینچنین یک نفر را به جرم خواسته های آزادانه زیستنش محکوم می کنند!!
از ایرانی بودن خود حرفی به میان نیاورید! من هم در ایران بوده ام...
همان پسر ایرانی ای که با این کار گلشیفته به مخالفت برخاسته همانیست که در کوچه ها دست خودش را به باسن زنان و دختران ایرانی میزد و می گفت: جووون! 
همانیست که با ولع تمام جلوی پای دختر ایرانی کنار میزد و می گفت: خانوم! دربست! خونه خالی!!!
همانیست که وقتی آنجلینا جولی را می بیند می گوید: جووووون به این سینه ها! عجب هیکلی داره پدرسگ!!!
همانیست که در به در به دنبال یک جرعه آزادی و جایی خلوت برای دو کلمه صحبت با معشوقش می گردد، اما سرِ خواهر خود را به خاطر آنکه برای خود دوست پسری برگزیده از تن جدا می کند....
آن ایرانیِ مخالف، همانست که به خلقت انسان هم شاکیست! 
خداوندش را هم مجرم می داند!!
به امید روزی که تمام بی خردان ایرانی که اینگونه شایستگی خود را برای حاکم بودن جنایتکاران و ستمکاران بر سرزمینشان، نشان می دهند، این را بفهمند که هرکس اختیار تن خود را دارد! و هم ملیت بودن با کسی دلیل نمی شود که هرچه خواستند برای کسی تعیین تکلیف کنند!!!
هرکس می تواند هرگونه که می خواهد بپوشد! هرکجا که می خواهد باشد...
هرگونه که تمایل دارد زندگی کند...
انسان آزاد است! 
این را بفهمید! انسان آزاد است! 

این کار گلشیفته ضربه بزرگی را بر پیکره رژیم اسلامی وارد ساخت! 

فرض بر آنکه چنین قصدی هم نداشته باشد!
شما اگر عرضه ای دارید مبارزه بهتری را برنامه ریزی کنید! البته قبل از آن این افکار پوسیده و اسلام گونه و توحش بار خود را کنار بگذارید! 
تا بلکه توانستید بر پلیدی های واقعی چیره گردید و راه آزاد بودن را بیابید!!!

(به خاطر این لحن هم از هیچ کس عذرخواهی نمیکنم! واقعیت را گفتن عیب نیست! عیب های خود را ندیدن و از دیگران خرده گرفتن عیب است!) 


به جرات می توانم بگویم که ضربه ای که گلشیفته بر پیکره رژیم اسلامی وارد کرد، من و امثال من ,در تمام طول فعالیت سیاسیمان بر بدنه این رژیم وارد نکردیم!!!

مبارزه به تحرک بیشتری نیاز دارد.
گلشیفته هم سالها در اسارت بی خردی این سرزمین و رژیم اسلامی بود!
آزادی اش را فریاد می زند امروز! 
آزادیش مبارک.
و درود بر شرافت و آزادگی اش که اینگونه شجاعت به خرج داده و پایه گذار تغییرات اساسی ای در آینده این سرزمین شد...

باید همه همسنگران را به خاطر مبارزاتشان تقدیر نمود...
ما به هرکس به اندازه شجاعت در عملش بر ضد رژیم اسلامی توجه میکنیم...

سارا شمس

نظرات

شاید برای چنین مبارزه ای از جانب گلشیفته دیر باشد اما هنوز رژیم اسلامی برکنار نشده است!
چرا از زندان بودن گلشیفته سخنی در میان نیست؟!
چرا از شکنجه ها و بازجویی های او کسی حرفی به میان نمی آورد؟!؟!!!
فراموش نکنید که مبارزه این زن فردای آزادی را برای شما رقم خواهد زد که آزادانه لباس مورد نظرتان را بپوشید و هیچ کس جرات نگاه بد کردن به شما را نداشته باشد!
او امروز تلاشی کرد که نتیجه اش حذف نگاه بی شرمانه و تفکرات پوچ اسلامی در چند سال آینده است!!
گلشیفته از صفحه خودش عکس را پاک نکرده و تنها مجله مورد مذکور عکس را از سایت خود برداشته است و این هم نوعی خیانت است!!!
امروز به گونه ای رفتار کنیم که در سال های آینده با چشمانی شرمنده در مقابل این بانو چشم به زمین ندوزیم...
مدت زیادی نیست که از ایران خارج شده ام!
گلشیفته شهرت بسیاری داشت و همه او را دوست داشتند...
همه از زیبایی، تن صدا و حرکات بامزه اش صحبت می کردند....!
چه شد که امروز دیگر جذابیتی ندارد؟!
چرا آنجلینا جولی را لخت و عریان می پسندید؟!! اما گلشیفته را نه؟؟!!
چون ایرانیست؟! خب باشد!! این حق اوست...! چرا حق زندگی و نفس کشیدن آزادانه را از یک ایرانی می گیریم؟؟!!!
با این کار مهر تاییدی میزنیم بر حرف های رژیمیان....
از آن ها نباشیم....
مهم این است که ما تا چه اندازه به او و کارش ایمان داریم...

می گویند عکس و فیلمش را حذف کرده است!!!!
او این عکس را از صفحه خود حذف نکرده است! و دیگرانند که در ویدئوهای منتشر شده در کانال های مختلف یوتیوب قسمتی را که گلشیفته است را حذف کرده اند!!
من هم میتوانم فیلم را از طریق یوتیوب خودم آپلود کنم و آن قسمت را هم حذف کنم!!
این که کاری ندارد! بعد هم در همه جا منتشر کنم که ببینید: آن قسمت فیلم را حذف کرده است! چون به کارش ایمان ندارد! مگر شما به کانال شخصی یوتیوب گلشیفته مراجعه کرده اید؟!
ضمن اینکه صدها صفحه از طرفداران گلشیفته در فیس بوک وجود دارند! که برخی هنوز عکس های پوشیده او را به عنوان عکس صفحه برمی گزینند!!!


درود بر گلشیفته، این بانوی شجاع ایرانی
‏ناشناس گفت…
من بعنوان یه انسان این حق رو بش میدم...
و بعنوان یه ایرانی اونو تحسین میکنم.چراکه با این کارش به اونا نشون داد که هر ایرانی یک انسان آزاد هم میتونه باشه...
‏ناشناس گفت…
شما گیج میزنین یاخودتونو زدین به نفهمی؟
قبول کنین کارش چندش اور ومسخره بود.آدم خجالت میکشه بگه گلشیفته ایرانیه.اینهمه عقده ای بازی درآورده که چی؟چندمدت بعدکه تاریخ مصرفش تموم شد عین دستمال کاغذی مصرف شده پرتش میکنن دور.تعصب خرکی نداشته باشین لطفا عاقل باشین
‏ناشناس گفت…
سارا یا همون سمیرا نصیری فراری از ایران!
آمارتو داریم وضعیت تن فروشی تو...
و میدونیم که اگه تو دفاع نکنی کی میخواد از گلشیفته دفاع کنه؟
‏ناشناس گفت…
پس چرا فیلمای خودتو نذاشتی؟!
تو دسته کمی از گلشیفته نداریا!!!

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...