رد شدن به محتوای اصلی

جاوید نام اکبر محمدی: شرکت در انتخابات نمایشی، مشروعیت بخشیدن به رژیم اسلامیست.

جاوید نام اکبر محمدی؛ اسطوره ملی‌ مقاومت دانشجویی ایران: 
شرکت در انتخابات نمایشی و فرمایشی رژیم اسلامی آخوندی ایران به هر دلیل و بهانه ایی که باشد مشروعیت بخشیدن به حکومت این ظالمان و ستمگران و خیانت به میهن، مردم و آیندگان است.

اکبر محمدی - Akbar Mohammadi


پانوشت: اکبر عزیز!
کاش امروز در میانمان بودی...
روزی همین سخنت را هزاران بار در گوش کسانی نجوا کردم که از اصلاحات این رژیم جنایتکار صحبت میکردند.
آن ها را به تحریم فراخواندم. که رای ندهند.
جز فحاشی چیزی نصیبم نشد.
رای دادند.
برای رژیم اسلامی مشروعیت خریدند...
دوسال گذشته است...
می گویند: رای ندهیم! رای نمی دهیم!
اما هنوز همان اصلاح طلبانند که به تغییر رئیس جمهور اکتفا خواهند کرد و بی خبر از فساد سیستم حکومتی اند.
اکبر عزیز...
تنها یک نفر را دیدم که بی اطلاع از این سخن ارزشمندت همین سخنان را بر لب جاری ساخت...
اصلاح طلبان پر و بالش را چیدند...
اینان همان هایی بودند که به آنگونه کشته شدنت راضی گشتند و سخنی بر زبان نراندند که چرا کشتید؟! مگر او جز آزادی چه می خواست؟....
اما امروز رهبران حرکتی شده اند که رهروانشان اینقدر سخت مبارزه کردند تا تنها رئیس جمهور را از صندلی اش بلند کنند و دیگری را که با قوانین رژیم اسلامی نیز مشکلی ندارد؛ بر روی همان صندلی بنشانند... که موفق نشدند و امید که نشوند چون جز نابودی این سرزمین چیز دیگری در پی نخواهد داشت...
آه و فغان از این مردم فراموشکار!
دیگر به آن ها نمی گویم: رای ندهید! انتخابات را تحریم کنید! 
آن ها تو را فراموش کردند...
آن جنایات رژیم را که تو را نیز به کام مرگ کشاند فراموش کردند...
از ماست که بر ماست اکبر

مبارزات تو را سال ها به عقب کشاندند...
مبارزات مارا که رهروی تو بودیم را نیز...
همچنان رهرو راه تو هستم
یادت گرامی باد اکبر عزیز

سارا شمس

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...