رد شدن به محتوای اصلی

میرا نصیری؛ افشاگر جنایات کهریزک در بند سپاه خامنه ای

میرا نصیری- افشاگر جنایات کهریزک در بند سپاه خامنه ای








سارا شمس- بیش از ده روز از انتقال مهدی محمودیان به زندان اوین و بند ۲ - الف که متعلق به قرارگاه ثارالله است می گذرد. بنا به اخبار منتشر شده ، محمودیان از زمان انتقال به اوین مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت شدید نیروهای اطلاعات سپاه قرار گرفته و کارکنان بند ۲ - الف نیز به توصیه بازجویان او را مورد هتاکی و فحاشی قرار داده اند.
محمودیان پس از تقلب انتخاباتی ۸۸ نخستین بار بیست و سوم خرداد در دفتر جبهه مشارکت و هنگامی که نیروهای لباس شخصی به دستور سعید مرتضوی دادستان تهران برای پلمپ دفتر این حزب اصلاح طلب اقدام کردند همراه با محسن میردامادی و حسین کاشفی بازداشت و طی روزهای بعد آزاد شد ، اما ۲۵ شهریور ماه ۸۸ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و طی مدت زمان بیش از سه ماه در رابطه با فعالیت های کمیته پیگیری وضعیت شهروندان مفقود شده در حوادث پس از انتخابات تحت بازجویی های طولانی قرار گرفت. بازجویی های تیم واجا در آن زمان بیشتر بر تخلیه اطلاعاتی محمودیان در رابطه با تفحص از خانواده جانباختگان متمرکز بود ، اما اعترافات مکتوب دبیر یکی از ستادهای جوانان میرحسین موسوی و ادعاهای مطرح شده از سوی او سبب شد گردش کار وزارت اطلاعات در مورد محمودیان طیف وسیعی از فعالیت های انتخاباتی و فرهنگی او و از جمله حضور در جلسات دعای کمیل حسینیه دارالزهرا را نیز شامل شود.
محمودیان در اسفند ماه ۸۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شد و چنان که بعدا در یک جلسه خصوصی بین نیروهای امنیتی عنوان شد ، بر اساس توصیه مسئولین عالی رتبه امنیتی مقیسه حکم پنج سال حبس تعزیری را برای او صادر کرد. در همان برهه زمانی افزایش فشارهای بزرگ نیا رییس بند ۳۵۰ زندان اوین بر زندانیان امنیتی در قالب گزارش نویسی ، تهدید جانی زندانیان توسط کارکنان زندان و انتقال بی دلیل زندانیان به انفرادی و نهایتا قطع دسترسی زندانیان به تماس تلفنی با اعضای خانواده به بهانه خواندن سرود " ای ایران " در ورزش صبحگاهی موجب شد تا در ۲۲ اسفندماه ۸۸ محمودیان و برخی از فعالان سیاسی و دانشجویی بند کارگری دست به اعتصاب غذا بزنند و در مقابل ، رییس وقت بند کارگری محمودیان و زندانیان سیاسی اتاق دو بند که عمدتا فعالان احزاب و رسانه های اصلاح طلب بودند را به عنوان طراحان اعتصاب غذا به واجا اعلام کند. 
اگرچه نتیجه نخستین اعتصاب غذای زندانیان بند کارگری نسبتا موفقیت آمیز بود و مسئولین امنیتی و قضایی را وادار به عقب نشینی کرد ، اما در فروردین ماه ۸۹ به تصمیم شورای تامین امنیت استان تهران و حفاظت اطلاعات قوه قضاییه ، محمودیان همراه با داوود سلیمانی نماینده مجلس ششم ، عیسی سحرخیز و محسن دکمه چی از اعضای سازمان مجاهدین خلق به زندان رجایی شهر منتقل شوند.
انتقال زندانیان سرشناسی چون سلیمانی و سحرخیز به این زندان ، اگرچه بیشتر از محمودیان در بین فعالین سیاسی اصلاح طلب مورد توجه قرار گرفت ، اما به جرات میتوان گفت ارتباطات وسیع محمودیان با زندانیان سیاسی و غیر سیاسی رجایی شهر باعث شد تا نیروهای وزارت اطلاعات از حضور او احساس نگرانی کنند و این نگرانی به ویژه زمانی تشدید شد که پاییز ۸۹ در زندان رجایی شهر زندانیان برای اعزام محمودیان ، سلیمانی و دکمه چی به بهداری دست به اعتصاب غذا زدند.
فعالیت های محمودیان در زندان رجایی شهر با انتشار نامه های سرگشاده به مسئولین قضایی و سیاسی ایران گسترش یافت و دغدغه های بیشتری را در نیروهای امنیتی برانگیخت. انتشار نامه های افشاگرانه او از زندان رجایی شهر سبب شد تا به دفعات به انفرادی منتقل شود و عکس العمل او نیز اعتصاب غذا بود.
نیروهای واجا سعی کردند با رصد تمام مرتبطین محمودیان و بازداشت و تهدید برخی از آنها ، امکان ارتباط او را از بین ببرند و اعضای جوان جبهه مشارکت را از حمایت از محمودیان منصرف کنند که از جمله احضار و تهدید امیرحسین حاجبیان در این رابطه به متواری شدن وی انجامید.
طی نیمه نخست سال ۹۰ ، وخامت اوضاع جسمانی محمودیان از ناحی قلب و رجایی شهر سبب شد تا بهداری زندان رجایی شهر به دفعات خواستار انتقال وی به۸ بیمارستان شود که این مساله با مخالفت شدید نیروهای وزارت اطلاعات مواجه شد . انتقال موقت او به بیمارستان قلب شهید رجایی در تهران و مهرماه امسال ، با اینکه بسیار دیرهنگام صورت گرفت ، اما سبب شد تا بسیاری از دوستان او برای اولین بار پس از دو سال به عیادت او بروند.
در جلسه ای که اواخر ماه آذر و در مقر اصلی سازمان قرارگاه ثارالله سپاه در بزرگراه نیایش برگزار شد ، یکی از بازجویان محمودیان با ارائه گزارش تهیه شده توسط واجا ، خواستار همکاری و مداخله نیروهای امنیتی سپاه برای شناسایی ارتباطات محمودیان و مهار نامه نویسی وی شد و در نتیجه ، اعضای قرارگاه ثارالله تصمیم گرفتند تا مسئولیت پرونده محمودیان از واجا به قرارگاه ثارالله منتقل شود . این در حالیست که مطابق رویه قضایی و حقوقی ایران ، محمودیان در مرحله اجرای حکم دادگاه اسفندماه ۸۸ خود نمی تواند با عنایون اتهامی جدید مورد پیگرد و بازجویی قرار بگیرد .


به نظر می رسد تمرکز قرارگاه ثارالله بر پرونده محمودیان در روزهای آینده ، زمینه ساز بازداشت بسیاری از اعضای جوان جبهه مشارکت شود و تلاش نیروهای قرارگاه برای یافتن لینک های محمودیان به شکل وسیع تر از وزارت اطلاعات ادامه یابد. محمودیان که با فعالیت های خود برای افشای جنایات کهریزک یکی از مهم ترین ضربات را به پیکره ستاد تقلب برنامه ریزی شده انتخاباتی وارد ساخت ، اکنون در بند تشکیلاتی به سر می برد که بسیاری از عاملین اصلی کهریزک در پست های حساس آن هستند.


گزارش منتشر شده در کیهان لندن:


میرا نصیری (سارا شمس)
با تلاش و همکاری ا.ع

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...