از یک دیدگاه آکادمیک و منطقی، مقاله اخیر آقای مجتبی واحدی یک 'افترانامه هدفمند' بود، که به قصد ترور شخصیت یکی از فعالترین و موثّرترین کنشگران مدنی برون مرز، تدوین شده است. همین چند گاهی بیش نبود که آقای واحدی در سخنانش در ونکوور، مقادیر زیادی دروغ و افترا بیان کرد، که دوباره امروز ایشان به تکرار این اعمال پوچ و ضدّ ملی خود صحه تاریخی میگذارد.
نگاهی بر چند سطر نخست این مقاله 'نئوکیهانی' را بیش نیاز نیست تا دریابیم که تمامی نکات مندرج در پاراگراف نخست این مقاله، مجموعه ابیاتی کاذب است که فقط میتواند از یک ذهن مغرض و مشکوک برآید. فی المثال از این ابیات، همسان دانستن "گستردگی مفاسد اقتصادی" در دو نظامات شاهنشاهی و جمهوری اسلامی است، که آقای واحدی با "صراحت" به این شبهه سازی های ضدّ تاریخی دامن میزند، تا بتواند تاریخ ایران را آلوده کند، و در میان ایرانیان برون مرز نفاق افکند، و در نتیجه از تثبیت همبستگی ملی جلوگیری کند. این وظیفه یک مأمور اطلأعاتی جمهوری اسلامی است.
آقای واحدی در سخنانش در ونکوور گفت که "...نظام شاه بیش از جمهوری اسلامی در خیابانها آدم کشت"!! این یکی از دروغهایش در ونکوور بود، در امتداد همان کهکشانی از دروغهایی که امثال واحدی ها از زمستان ۱۲۹۹ تا کنون گفته اند، تا آخوندها بتواند بر ایران حکومت کنند.
مجید جمشیدی

نظرات