رد شدن به محتوای اصلی

حامیان رژیم اسلامی در شهر تورنتو-کانادا



با حامیان رژیم و اصلاح طلبان(دیگر عاملانِ رژیم اسلامی) در شهر تورنتوی کانادا آشنا شوید!



پویا علاقه بند از حامیان اصلاح طلب در شهر تورنتو-کانادا به همراه دیگر دوستانش، 
و پرچم رژیم اسلامی در دستانش.







فردی که زیر پرچم نشسته است، رئیس هیئت مدیره "کنگره ایرانیان کانادا، عضو هیئت مدیره بنیاد پریا(یکی از بزرگترین سازمان های جاسوسی رژیم اسلامی در خارج از کشور)، از فعالین تورنتو ایرانیز ، از فعالین کنترل تظاهرات های سکوتِ پس از انتخابات، از مدافعین مامور خرید لوازم الکترونیکی برای سنتریوفیوژ رآکتور اتمی برای جمهوری اسلامی و ......است.



برگزارکنندگان روز میراث فرهنگی ایران زیر پرچم جمهوری اسلامی توسط کمیته همبستگی ایرانیان در شهر تورنتو-کانادا


پویا علاقه بند، دانشجوی دوچرخه سوار "حقوق بشر" از فعالین کمیته همبستگی با ملت ایران و پرچم رژیم اسلامی بر شانه اش. تورنتو-کانادا 
پیش از سفر به سفارت جمهوری اسلامی در اتاوا
شنبه 25 جولای 2009 


پرچم جمهوری اسلامی در جیب عکاس و دانشجوی ایرانی، پیش از سفر به سفارت رژیم اسلامی در اتاوا، 
در تظاهرات کنترل شده توسط کمیته همبستگی با ملت ایران. تورنتو-کانادا



اکبر منصوری یکی از اعضای جنبش سبز انتاریوی کانادا، و حضورش در جلسه عاملین رژیم اسلامی در ایران!




ژیان قمیشی، خواهرزاده سیاوش قمیشی و گوینده رادیو سی بی سی کانادا در مراسم کمیته همبستگی با ملت ایران در کنار پرچم رژیم اسلامی از اصلاح طلبان حمایت می کند!
تورنتو-کانادا



رامین جهانبگلو، یکی از حامیان سرسخت رژیم اسلامی که در لباس اصلاح طلبی به نشر اکاذیب در مورد مخالفان سرسخت رژیم اسلامی می پردازد!
او در شهر تورنتو-کانادا اقامت دارد!

نظرات

‏ناشناس گفت…
این شرت و پرت ها چیه برادر، اینها که از جنبش سبز هستند!
‏ناشناس گفت…
pooya alagheh band pedaresh yeki az mafia haye sepah dar sherket khatam o anbiast be nam igc,pedareshyeki az sardaran sepah mibashad

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...