رد شدن به محتوای اصلی

پرونده هاي مواد مخدر و اعدام هاي بي مقاومت

پرونده هاي مواد مخدر و اعدام هاي بي مقاومت
علی عالمی تا ساعاتی دیگر به دار آویخته خواهد شد! 

رويكرد قضايي حكومت اسلامي در زمينه رسميت دادن به حكم اعدام و سلب حق حيات طي بيش از سه دهه گذشته همواره مورد اعتراض فعالين سياسي و مدني در داخل ايران و همين طور مجامع جهاني بوده است. تاكيد جدي سردمداران حكومت بر اجراي حكم اعدام به مثابه عينيت يافتن مشيت و حكم خدا از يك طرف و علاوه بر آن شرايط فرهنگي خاص جامعه ايران باعث شده تا كشور ايران در تمام سالهاي ژس از استقرار حكومت ديني همواره در يكي از پنج جايگاه نخست در زمينه صدور و اجراي احكام اعدام قرار داشته باشد و مي توان دستگاه قضايي حكومت اسلامي را كمابيش ماشين كشتاري دانست كه با استفاده از هر فرصتي در پرونده ها و دعاوي قضايي ، كيفري ، مالي يا حتي مدني حكم اعدام را براي متهمان صادر و اجرا مي كند.

البته اين روند سلب حق حيات ، در پرونده هايي كه اصطلاحا توسط دستگاه قضايي حكومت اسلامي با عنوان " جرائم سازمان يافته و افساد في الارض معرفي مي شوند به مراتب شديدتر است؛ هم بازداشت شدگان و زندانيان اين پرونده ها از نظر شرايط دوره بازداشت و فشارهاي رواني وضعيت وخيم تري دارند و هم اينكه به صورت معمول خانواده و اطرافيان آنها اميدواري كمتري به امكان تجديدنظر در حكم و تغيير مسير پرونده ها دارند و در نتيجه تحرك و رغبت كمتري براي انعكاس و خبر سازي در مورد عضو بازداشتي خانواده از خود نشان مي دهند. به طور مشخص در مورد سه عنوان اتهامي قاچاق مواد مخدر ، قتل و رابطه جنسي نامشروع خانواده زندانيان با ترس از احتمال برخورد نهادها و نيروهاي امنيتي و همين طور احتمال واكنش هاي منفي از سوي وابستگان و آشنايان حتي از كمترين تلاش ها براي ارتباط گرفتن با فعالان حقوق بشري و رسانه اي كردن پرونده ها اجتناب مي كنند و اين رفتار خانواده ها به طور معمول اشتياق دستگاه قاضيي و امنيتي براي اجراي احكام اعدام را افزايش مي دهد.

يكي از آخرين نمونه هاي اين مساله ، پرونده دو شهروند ايراني به نام هاي " علي عالمي " و داوود فتحي است كه در سكوت خبري كامل به اتهام حمل و ترانزيت مواد مخدر به ايران توسط دادگاه انقلاب اسلامي تايباد به اعدام محكوم شدند و يكي از اين دو ، يعني داوود فتحي چهارشنبه ششم دي ماه در زندان تايباد به دار آويخته شد. اكنون علي عالمي ، ديگر متهم پرونده نيز در نوبت اجراي حكم قرار گرفته و ممكن است اين هفته اعدام شود.

علي عالمي كارمند سابق اداره برق و جهاد سازندگي با سابقه ۱۸ سال بوده است كه طي سالهاي ۸۷ تا ۸۹ با خريد تانكر حمل سوخت ، بنزين و گازوييل را از ايران به عراق و افغانستان ترانزيت ميكرد. وي سه شنبه ۱۷ اسفندماه ۸۹ در مرز دو قارون همراه با دوست خود داوود فتحي توسط ژليس مبارزه با مواد مخدر بازداشت شد و پليس مبارزه با مواد مخدر اتهام اين دو را جاسازي و حمل ۹۰ كيلوگرم ترياك اعلام كرده بود. به رغم اينكه در بررسي هاي اوليه مشخص شده بود ، كارگر افغاني يك مسافرخانه در خاك افغانستان ، اين مواد را در كاميون هاي آقايان عالمي و فتحي جاسازي كرده است ، شهباز دادستان تايباد فروردين ماه ۹۰ و در ديدار با خانواده دو متهم ، صراحتا عنوان كرد كه حكمي جز اعدام در انتظار دو. راننده بازداشتي نخواهد بود. البته دادگاه داوود فتحي تنها پنج ماه بعد از دستگيري در مرداد ماه سال قبل برگزار شد و روند گردش كار ارجاع شده از سوي ناجا به دادگاه انقلاب هم كمك كرد تا داوود فتحي امكان هيچ گونه اعتراضي را نسبت به حكم دادگاه انقلاب تايباد نداشته باشد. 
در اين ميان ، همسر علي عالمي با مراجعات پي در پي به دادستاني و همين طور دفتر رييس قوه قضاييه در تهران سعي كرد تا بي گناهي شوهر خود را اثبات كند؛ اگرچه نهايتا در آذرماه سال ۱۳۹۰ دادگاه علي نيز به طور غيابي برگزار شد و حكم اعدام براي وي صادر گرديد. تنها چند روز بعد از برگزاري دادگاه ، همسر علي موفق شد ديداري دوباره با شهباز دادستان تايباد داشته باشد كه طي آن ديدار ، شهباز با اشاره به آخرين گزارش پليس مبارزه با مواد مخدر مبني بر بي اطلاعي علي و داوود از جاسازي شدن مواد ، امكان هرگونه تجديد نظر در حكم را رد كرد و با قاطعيت از ضرورت اجراي حكم سخن گفت.

همسر علي عالمي از مقامات قضايي در تهران خواسته بود تا حكم دادگاه بدوي به كميسيون عفو ارجاع شود و هرچند آنها پاسخ واضحي به اين خواسته همسر متهم نداده بودند، اما به وكيل وي گفته شد كه عليب عالمي از شرايط برخورداري از عفو كميسيون برخوردار نشده است و اين حكم به اجرا در مي آيد.
از سوي ديگر شرايط روحي نامساعد علي عالمي و مشكل قلبي وي كه در دوره بازداشت و بازجويي ها براي وي ايجاد شده ، همسر وي را واداشت تا بيش از تلاش براي براي تجديد نظر در حكم اعدام علي ، تلاش خود را بر اقناع مسئولين قضايي براي نظارت بر روند بازداشت و نگهداري وي متمركز كند.

چهارشنبه ششم دي ماه ، همسر علي عالمي در مراجعه به زندان تايباد براي ديدن شوهر خود ف با ديدن خانواده فتحي متوجه شد كه داوود ديگر متهم اين پرونده به دار آويخته شده است. اكنون علي عالمي جز متهماني است كه تنها يك قدم تا چوبه دار فاصله دارند.

خانواده علي عالمي در زنجان زندگي مي كنند و تعصب و حساسيت هاي مردم و احتماال واكنش منفي آشنايان آنها را در تمام ۲۲ ماه گذشته از فعاليت براي توقف حكم اعدام بازداشته است. همسر علي عالمي حتي در فاصله زماني ده ماهه اي كه بين بازداشت تا برگزاري دادگاه علي از بد رفتاري بازجويان و فشارهاي جسمي و روحي به علي مطلع بود ، به دليل شرايط خانوادگي اش نمي توانست اتهامات علي را رسانه اي كند.

در صورتي كه فعالين حقوق بشري ايران نتوانند واكنش درست و به موقعي از خود نشان دهند ، بار شهروندي بي گناه به دار آويخته خواهد شد. اما آنچه در پرونده اتهامي علي عالمي به عنوان يك علامت سوال بزرگ برابر فعالين حقوق بشري ايران خودنمايي مي كند ، اين پرسش است كه چگونه مي توان با روشنگري و آگاه سازي هرچه بيشتر افكار عمومي در ايران زمينه و ميدان بيشتري براي تنفس و تحرك خانواده هاي متهماني چون علي عالمي فراهم كرد؛ چرا كه در مبارزه براي دفاع از حق حيات و لغو مجازات اعدام ايجاد درك درست در بين آحاد جامعه از اتهامات اينچنين و هدايت واكنش هاي افكار عمومي يك ضرورت انكار ناپذير خواهد بود. 
حقيقت اين است كه در حال حاضر كمترين مقاومت در مقابل صدور و اجراي حكم اعدام در پرونده هاي مرتبط با مواد مخدر وجود دارد و اين چالشي نيست كه به آسادگي بتوان از آن عبور كرد.

سارا شمس

نظرات

‏ناشناس گفت…
سلام من ایشونو میشناسم از اشناهای ماست به نظر تون هیچ کاری بهش نمیشه کرد خداییش تو کل فامیل همچین کسی رو پیدا نمیکنیم امان از دوست ناباب
تشکر
‏ناشناس گفت…
بابا این ادم برادر شهیدهاز نماز و روزش دست بر نمیداره اگه یه بار ببینیدش عاشقش میشین حالا دوستش ناباب بودهاز بد شانس این
‏A گفت…
سلام من این خانواده رو از نزدیک میشناسم این آقا همسرش خیلی خیلی مادی گرا بود بطوریگه موقعی که در زنجان حمل سوخت میکرد ماشینش خراب شده بود و 5 روزی بود که کار نمی کرد و زنش موقعی که علی آقا اومد داخل شروع کرد به فهش دادن و گفت الان 5 روزهستش که ماشین خرابه هر روز 350 هزار تومان داریم ضرر میکنیم و با هزینه تعمیر ماشین میشه 2500000 دوملیون و 500 هزار تومان. هرچه شده خانمش باعث شده
‏ناشناس گفت…
سلام علی آقا خوب بود ولی خانمش و بچه هاش و... مادیگرا بودند.
‏ناشناس گفت…
خدا لعنت بکند هر چی زن مادی گرا رو.ریشه اکثر خلاف ها بر میگردد به زن.اگر زن خوب باشه مرد بد هم باشه خوب میشه ولی اگر زن بد باشه مرد خوب رو هم به روز سیاه می کشونه.
‏ناشناس گفت…
در جواب فردی که میگه این آقا برادر شهید هست میگم.اون شهید والا مقام زن خوبی هم داشت. این ماجرا پست پرده هایی دارد شما فکر نمیکنید مادر زن و زن و بچه های علی آقا گناه کار باشن خودش به کار کردن و شب پیش خانواده بودن رو دوست داشت.مادر زنش فکر میکرد خانواده شهدا هر خلافی بکنن دولت هیچی نمیگه برای مثال همین علی آقا رو از اداره برق فرستادن ژاپن کار بکنه فکر می کردن برگرده بازم میره همون شرکت برق که نشد و شرکت برق برادر علی آقا رو برداشت و خود علی آقا از جهاد نصر سر در آورد.وووووو

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...