رد شدن به محتوای اصلی

میرا نصیری؛ مصاحبه با دو تن از معترضین ترکیه در خیابان های استانبول و آنکارا

پارک گزی، سمبل عشاق؛ نقطه انفجار خشم مردم بر ضد استبداد اسلامی

روزنامه نگاران- سال ۲۰۱۳ برای بیش از ۷۰ میلیون جمعیت مردم ترکیه با جنجال های بسیاری همراه شده و گسترس اعتراضات ضد دولتی و قوانین اسلامی از دیگر نمودهای عینی فضای اعتراضی در این سال است. ترکیه امروزی پس از پاشیده شدن امپراتوری عثمانی با حمله بریتانیا و متحدانش توسط مصطفی کمال پاشا و سازماندهی مقاومت ملی وی علیه دولت های خارجی و بر پایه اصل جدایی دین از سیاست شکل گرفت و از این روی و به دلیل خدمات بسیار وی به آن سرزمین ملقب به آتاترک گردید. در دوران وی سیمایی از اقتدار سیاسی ملی گرایانه به نمایش گذاشته شد که ابایی از به انزوا راندن اسلام نداشت و تک حزبی به مبارزه با هرنوع مانعی برای پرورش پان ترکیسم می پرداخت. اما پس از طی شدن دوران، احزاب دیگری بر روی کار آمده و حزب دمکرات اداره کشور را به دست گرفت ولی با نقض آزادی های سیاسی بسیاری نیز مواجه شد. حتی حزبی اسلامگرا دولتی را با برنامه ای اسلامی بر روی کار آورد که توسط نیروهای نظامی دولتی ساقط گردید. در تاریخ این کشور پس از آتاتورک همواره اسلامگراهای افراطی در صدد اسلامیزه کردن دولت بوده و در این راه از روش های بسیاری سود جسته اند. اما هوشیاری، آگاهی و اندیشه خردگرایی که آتاتورک به آنان هدیه داده و مردم سال ها با آن پرورش یافته اند بارها مانعِ قدرت گیری اینگونه تفکرها شده و همواره این آگاهی سد راه اسلامگرایان برای رسیدن به خواسته هایشان از جمله صدور اسلام بوده است.

با اینحال در سال ۲۰۰۳ یک حزب اسلامی با استفاده از عنوان عدالت و توسعه توانست دولت را به رهبری رجب طائب اردوغان به دست بگیرد. طائب اردوغان بیست و هفتمین نخست وزیر ترکیه، که در مدرسه اسلامگرای امام خطیب به تحصیل پرداخته و سابقه عضویت در احزاب اسلامی را دارا می باشد، بارها افکار اسلامی اش را در اقدامات خود به اثبات رسانده است. اردوغان مشروبات الکلی مصرف نمی‌کند و در دوره ای که شهردار یکی از مناطق استانبول بوده، محدودیت‌هایی را در مصرف نوشیدنی‌های الکلی در رستوران ها ایجاد کرده است. اما در دوره نخست وزیری با اینکه محدودیتی در مصر ف نوشیدنی‌های الکلی ایجاد نکرده، مالیات بر مشروبات الکلی و تنباکو راتحت عنوان مالیات بر مصرف افزایش می دهد. قابل ذکر است که اردوغان در سال ۱۹۹۸ به علت خواندن یک شعر اسلامی به ۱۰ ماه حبس محکوم شد؛ اما تنها ۴ ماه در زندان ماند و پیشتر از آن در محل کارش در اعتراض به خواسته رئیس خود مبنی بر زدن ریش هایش، از کار استعفا می دهد.

همچنین گفتنیست که از زمان شکل گیری دولت رجب طائب اردوغان و حزب او، بسیاری از نیروهای سکولار ترکیه بیم آن را دارند که حزب حاکم کنونی در پی بسط نقش اسلام در ترکیه باشد که اقدام های اخیر وی نیز به این نگرانی دامن بیشتری زده است.

چندی پیش اردوغان، پایه گذار حزب اسلامی عدالت و توسعه تنظیمات جدیدی را در خرید و مصرف الکل در این کشور به عمل آورد که با انتقادات بسیاری رو به رو شد که این اقدام وی را به خاطر اعتقادات دینی اش و آنچه که اسلام امر میکند، دانستند. اما اردوغان در پاسخ ، گفت: “قانونی را که دو عیاش ساخته اند، معتبر میدانید، ولی حقیقتی را که دین ایجاب میکند، رد میکنید.” و همچنین ابراز داشت: ” ما این تنظیمات تاریخی را بدین خاطر انجام دادیم که مردممان با ارزش های ملی و معنوی اشان در کمال آرامش و امنیت، به آینده بنگرند. احدی آنرا به جای دیگری نکشد”.

با اینکه اردوغان تاکید کرد که “بیش از ده سال آزگار است که در زندگی خصوصی کسی مداخله نکرده ایم . از این به بعد نیز نخواهیم کرد. به احدی نیز اجازه مداخله نخواهیم داد “، اما هفته گذشته مسئولان متروی آنکارا در ترکیه، پس از این که در دوربین های مدار بسته بوسه یک دختر و پسر ثبت شد، اعلامیه ای میان مسافران توزیع کرده و از آن ها خواستند «شئونات اخلاقی» را رعایت کنند. پس از آن اعلامیه فراخوان های اعتراضی زوج های عاشق در دنیای مجازی منتشر شده و روز شنبه چهارم خرداد ماه، ده ها زوج عاشق پیشه در مناطق و شهرهای مختلف به طور همزمان محبوب خود را بوسیدند و برخی نیز پلاکارهایی در دست داشتند که بر روی آن نوشته شد بود: “آغوش را آزاد کنید” ، “بوسه را آزاد کنید” ؛ ولی در مقابل گروهی ۲۰ نفره از اسلامگراهای آنکارا نیز “الله اکبر” گویان به مخالفت با گروهی از معترضان در پارکی در آنکارا پرداختند که برخوردها و تنش هایی نیز با پرتاب سنگ صورت گرفت اما پلیس با ایجاد مانع بین دو گروه از برخورد جدی تر میان آن ها جلوگیری کرد.

اعلامیه مسئولان مترو باعث شد یکی از قانونگذاران مخالف دولت اعتراض خود را اعلام کند. وی خواستار توضیح حزب اسلامگرای حاکم شد و این پرسش را مطرح کرد که آیا مقام های متروی شهری اساساً اجازه چنین برخوردهایی با شهروندان را دارند یا خیر؟ که پاسخی در این رابطه ارائه داده نگردید.
اما این ماجرا به این جا ختم نشد و تنها چند روز بعد حرکت مسالمت آمیز عده ای از شهروندان ترک در پارک گزی برای ممانعت از قطع درختان این پارک به خاک و خون کشیده شد. بسیاری از رسانه های خارجی بدون اطلاع از حقیقت جریان به انتشار مطالب و اخباری تحت عنوان حرکت سبز و محیط زیستی مردم ترکیه، این جریانات را پوشش داده اند. اما این اعتراضات وسیع از آنجایی سرچشمه می گیرد که طائب اردوغان نخست وزیر اسلامگرای این کشور در پی گسترش اسلام و ممانعت با آزادی های فردی، با استفاده از طرح توسعه خود دستور میدهد تا پارک گزی، پارکی را که به سمبل عشاق در این کشور شهرت دارد، از بین ببرند و به جایش مجتمع سازی کنند!

این اقدام اردوغان درست در زمانی که قوانین جدید برای کنترل مصرف مشروبات الکلی صادر شده و از بوسیدن و در آغوش گرفتن محبوب ممانعت به عمل آمده، به خوبی هدف وی را در جهت پرورش و صدور بیشتر اسلام به اثبات رسانده و مخالفان را در این پارک گرد هم آورد. اما این مخالفت ها با برخورد شدید پلیس مواجه شده و انتشار تصاویر و اخبار تکان دهنده از در به خون غلتیدن شهروندان ترک، تظاهرات های وسیعی در سراسر ترکیه را به راه انداخت که تا این ساعت نیز ادامه دارد.

ملت هوشیار ترکیه با اتحادی مثال زدنی و شجاعتی بی مانند در کنار یکدیگر به خیابان ها آمده و با بر دوش گذاشتن فرزندان خردسال خود با حاکمیت استبدادی اسلامی این کشور به مبارزه پرداخته اند. تظاهرات های عظیم مردم ترکیه توسط پلیس سرکوبگری که می بایست تامین کننده آسایش ایشان باشد، نه مخلَِ آن؛ به آنان هجوم برده و با استفاده از گاز اشک آور، فشار آب قوی، اسپری فلفل، باتوم و شلیک گلوله های مشقی سعی دارد تا صدای عدالت خواهی میلیون ها معترض را خاموش کند.

تصاویر همگرایی مردم ترکیه در یاری رسانی به یکدیگر احساسات هر انسانی را برانگیخته می کند. خانواده هایی که به هر دلیلی توان شرکت در مبارزات تن به تن را ندارند، با تهیه انواع خوراکی و نوشیدنی و قرار دادن آن ها در مکان های در دسترس معترضین، حمایت خود را از آزادی جویان نشان می دهند. مادران بدون هیچ وحشتی و تنها برای پاسداری از خاک و ارزش های خود، فرزندانشان را با پلاستیک های زباله و یا کیف های پر از آب، پرچم ترکیه و داروهای مورد نیاز به میدان مبارزه فرستاده اند تا به هرشکلی جبهه مقاومتی خود را تقویت کنند.

فیلم هایی از تخریب اماکن عمومی، مغازه ها و بانک ها توسط پلیس این کشور در شهرهای مختلف انتشار یافته و خشم بیشتر بسیاری دیگر را تا جایی برانگیخته که روز به روز هزاران نفر به جمع تظاهرات کنندگان می پیوندند. آرامش، منش و وقار آزادی خواهان بی نظیر است و می بایست درس انسانیت را از آنان آموخت.

در ادامه این اعتراضات، رجب اردوغان در یک سخنرانی در استانبول، بحران کنونی را ساختگی دانست و افزود که میدان تاکسیم نمی تواند به محلی برای وحشی گری تندروها تبدیل شود! او مخالفان را به دروغ پراکنی متهم کرد که قصد دارند تنش را تشدید کنند.
اما این گفته های اردوغان خود آتشِ به پا شده را بیشتر افروخت و بر تعداد مخالفانش افزود. چنانکه ۳ نماینده مجلس ترکیه به جمع تظاهرات کنندگان در میدان تاکسیم پیوستند و شعارهای اعتراضی سردادند.

پرسش اینجاست که اگر اردوغان بنا بر گفته اخیرش قصد دخالت در زندگی هیچکس را ندارد، پس چطور مردم ترکیه را در نهایت استبداد سرکوب می کند تا صدایشان بیش از این منتشر نشود؟

تلویزیون ترکیه در اختیار دولت قرار دارد و این امر باعث شده تا بسیاری از حقیقت های تلخ و اعتراضات مردم ترکیه در طول سال های طولانی از تیغ سانسور گذرانده شوند. این سانسور و فیلتر اخیرا به اوج خود رسیده. اما به هر شکل انتشار اخبار سانسورشده جریانات رخ داده از سوی خبرگزاری های رسمی این کشور، نتوانسته است مانع از خبررسانی فرد فرد تظاهرات کنندگان از طریق موبایل و لپ تاپ هایی که در تظاهرات ها با خود حمل می کنند شود. رسانه های خارجی تا امروز کشته شدن ۳ تظاهرات کننده و بازداشت حدود ۲۰۰۰ نفر و زخمی شدن نزدیک به ۲۵۰۰ نفر را تایید کرده اند. اما تایفون.آ از ترکیه که همچنان در خیابان حضور دارد از طریق اینترنت موبایل خود در مصاحبه با روزنامه نگاران می گوید:

یکی از دوستان ما بر اثر اصابت گلوله کشته شده است. یک نفر در شهر هاتای و خبر مرگ یک نفر دیگر را هم در استانبول شنیده ایم. در آنکارا دو نفر را از دست داده ایم. به یکی از آنان با گلوله های حقیقی شلیک شده است. اما بسیاری دیگر هم هستند که ما از آنان بی خبریم. خشونت زیاد است. ما از اول هم خشونت نمی خواستیم. تنها خواسته ما دیکتاتوری نشدن حکومت ترکیه است. دولت به دلخواه خود هر اقدامی نکند. هرچیز، الکل، بوسه، حقوق انسانی و امثال آن بسیار وضعیت بسیار بدی پیدا کرد. این یک انفجار است. اگر پلیس از خودش خشونت نشان نمی داد، کار به اینجا نمی کشید. حتی روز گذشته پلیس به خانه های مردم گاز اشک آور شلیک کرد. واقعه از مرکز درگیری فراتر رفته. الان ۴۸ شهر ترکیه از ما حمایت می کنند. امیدوارم باز هم ادامه پیدا کند تا از عموم مردم عذرخواهی کنند و این حرکت ها آرام شود.

- روزنامه نگاران: خواسته شما از اردوغان و دولت او چیست؟

- ت.آ : در نوع و روش زندگی مردم دخالت نکن! این مملکت را به بیگانگان نفروش! جمهوری بودن نوع حکومت را فراموش نکن! به آتاتورک توهین نکن! این مهم ترین اندیشه هرکس است.

- روزنامه نگاران: اردوغان تظاهرات کنندگان را قلیل و تروریست خوانده و با تاکید بسیاری گفته است که پلیس در برابر آنان ایستادگی خواهد کرد تا به شورش های خود پایان دهند. نظرتان در این رابطه چیست؟

- ت.آ : تمام آنکارا به هم ریخته است. یعنی همه تروریست هستند؟ جوان های ما در حالیکه پرچم های ترکیه را به دست دارند مبارزه می کنند. پس این جوان های پرچم به دست هم تروریست هستند که مورد اصابت نیروها قرار می گیرند؟! در این فیلم های وحشتانکی که از صحنه های درگیری منتشر می شوند، تروریست هایی هم هستند. اما تروریست کیست؟ کیست؟ البته که پلیس!! حرف من به آن ها این است: ذره ای انسان باشید! انسان! ولی ما به آن ها یک درس فراموش نشدنی می دهیم.

- روزنامه نگاران: از دیده هایتان و تجربه تلخ به چشم دیدنِ خونریزی های آنکارا بگویید.

- ت.آ: همه جا گاز باران است. (گاز اشک آور) همه جا پر از کپسول است. گازهای فلفل، پرتغال و چیزهای دیگری که حتی نوعشان را نمی دانیم که باعث شد دوستانمان جلوی چشم هایمان بینایی خود را از دست بدهند. باید در این رابطه بررسی هایی قرار بگیرد تا حقیقت آن روشن شود. آیا می پرسید از هلیکوپتر گاز پرتاب کرده اند؟ بله پرتاب کردند! اما مردم در برابر گاز از خود احتیاط نشان می دهند. بنابراین شاهد شلیک گلوله های پلاستیکی شدیم. واقعا چرا؟ شما هم می دانید. خشونت، کینه به وجود می آورد. تمام این اتفاق ها هم به همین خاطر است.

- روزنامه نگاران: ممکن است شما جان خود را در این راه از دست بدهید یا آسیب جسمی درمان نشدنی به شما وارد شود. به این اندیشیده اید؟

- ت.آ : این وظیفه ماست. و اگر بدتر از این هم شود از حرکت باز نمی ایستیم. هرکاری هم که لازم باشد انجام می دهیم. البته که من هم ضرر دیدم. بوی گاز می دهم و فکر میکنم تا مدت طولانی این بو از بین نرود. پای راستم به شدت درد می کند. آثار باقی مانده از تمام این گازهایی که خورده ایم، چه خواهد بود را نمی دانم. در آینده معلوم می شود! همه با هم اتحاد دارند. چون که این جریان با همه فرق می کند. دانش آموزان و پزشکان در مواقع مورد نیاز با شیر و ماسک و تدارکات پزشکی به کمک مردم می آیند. پس از شلیک گاز اشک آور، ردیف های جلویی جایشان را به ردیف های عقبی می دهند که نفس بیشتری دارند و در پشت جمعیت به مداوایشان پرداخته می شود. هرکس برای یاری رسانی به دیگری هر کاری که بتواند انجام می دهد. من صدای آزادی را شنیدم. اغراق نمی کنم. نسل جوان به اصطلاح غیر سیاسی، به شکل تعصب واری با هم متحد شده است.

- روزنامه نگاران: شب ها در خیابان می مانید. درست است؟

- ت.آ : بله. به نوبت می خوابیم.

- روزنامه نگاران: وحدت شما ستودنیست. اما گرسنگی و تشنگی خود را چگونه رفع می کنید؟

- ت.آ: تمام اصناف کزیلای (میدانی در آنکارا)، مغازه هایشان را باز کرده اند و به ما آب و غذا می دهند.

- روزنامه نگاران: نظرتان راجع به سکوت رسانه های ترکیه چیست؟

- ت.آ : ما خودمان خبررسانی را بر عهده گرفته ایم. صدای شعار و اعتراض سراسر آنکارا را برداشته است. رسانه های خبری خارجی ما را نشان می دهند. اما تلویزیون ترکیه راز بقا پخش میکند! چرا مدیا سانسور می کند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ در میدان کزیلای همه خط ها قطع شده اند و سیگنال اینترنت بسیار ضعیف شده. اما جوانان در حال خواندن سرودهای سیاسی هستند. همه جا در دست ماست. پرچم ترکیه همه جا بر افراشته شده است. هنرمندان هم به مردم پیوسته اند. همه ما حامیان آتاتورک هستیم و بر ضد ستم حاکم به هم میهن هایمان و نقض حقوق شهروندهایمان از هیچ کمکی دریغ نمی کنیم. بازداشت کاربران توییتر را که به خبررسانی پرداخته اند، شروع کرده اند. نمی توان به دنیای مجازی هم اعتماد کرد.

- روزنامه نگاران: در رابطه با پارک گزی بگویید. آیا پارک گزی همان پارک عشاق معروف نیست؟ پارکی که در آن بوسیدن و در آغوش کشیدن محبوب آزاد است؟

- آ.ت: در حقیقت بوسه و آغوش در هر جا آزاد است. اما پارک زیبای گزی تبدیل به یک سمبل شده است. سمبل عشاق. هرکس به حال این پارک گریه می کند.

- روزنامه نگاران: به همین جهت نخست وزیر اردوغان برای توسعه اسلام و منع آزادی های فردی با استفاده از عنوان طرح توسعه قصد تخریب این پارک را داشت؟ می بایست از جایی شروع می کرد. اینطور نیست؟

- آ.ت: بله. دقیقا همینطور است.

- روزنامه نگاران: از مجروحین بگویید:

- آ.ت: دوستم در اثر اصابت تیر مشقی به چشمش کور شده است. در دانشگاه فنی (تصویر زیر). رشته اش کامپیوتر بود. یک چشمش را از دست داده. همه جا به هم ریخته است. ساعت ۱۱:۳۰ شب کمی آرام شده بود. اما الان وضعیت خشونت بار است.

- روزنامه نگاران: در درگیری ها چه شعارهایی شنیده می شوند؟

- آ.ت: دیکتاتور طائب، سو استفاده گر بزرگ / ما سربازان مصطفی کمال هستیم / آزادی ما گرفتنی نیست / هرجا تاکسیم، هرجا مقاومت / آزادی ما را یک آن هم لمس نکن / اردوغان شیمیایی

- روزنامه نگاران: اردوغان شیمیایی؟ چرا شیمیایی؟

- آ.ت: به دلیل استفاده نیروها از گازهای فلفل و اسیدی 




- روزنامه نگاران: چهار سال پیش در چنین ماهی ایران شاهد درگیری های عظیمی بود. چندین میلیون انسان در اعتراض به حق پایمال شده خویش به خیابان ها رفتند. اما رژیم اسلامی ایران با خشونت تمام با آن ها برخورد کرده و به کشتار آنان، بازداشت و شکنجه اقدام کرد. حتی تعدادی از بازداشت کنندگان آن زمان نیز همچنان در زندان به سر می برند. با اینحال خشم مردم به سرعت فروکش کرده و به خانه هایشان بازگشتند. شما وضعیت مردم ایران را چگونه می بینید؟

- آ.ت : وضعیت ایران انقلابی تر است. ما هم در انتشار خواسته های آنان همیشه تلاش می کنیم. در آینده ای نزدیک بالاخره پیروز خواهند شد. به آن ها می گوییم از این سکوت خارج شوید. بایستی مقاومت بیشتری از خود به خرج دهند. ما در کنار ایران و همه آزادی خواهان در هرکجا هستیم.

- روزنامه نگاران: به نظر شما چرا مردم آزادی خواه ایران پس از ۳۵ سال نتوانسته اند در جنگ با ستم حکومت اسلامی پیروز شوند؟

- آ.ت: چون آن ها همیشه دیر اقدام می کنند و این فرصتِ قدرتِ بیشتر گرفتن را برای رژیم فراهم می کند. در تاریخ مبارزاتشان دیده ام که از خشونت استفاده می کنند. نباید از خشونت استفاده کرد. خشونت باعث می شود تا مردم نتوانند خواسته های درست و انسانی خود را بیان کنند و حامیان خود را نیز از دست می دهند. زمانی که آنان با هم متحد هستند می توانند حمایت جوامع دیگر را هم به دست بیاورند. اتحاد نکته مهمی است در رسیدن به موفقیت.

- روزنامه نگاران: پیامی برای گفتن؟

- ت.آ: یک چیزی بسیار توجه من را جلب کرده. اعتماد و کمک رسانی همه به یکدیگر. دکترها، مهندس ها، وکلا، دانشگاهیان، دانشجویان، دانش آموزان، بازنشسته ها…. خلاصه همه هستند. و هرکس مثل جبهه جنگ به دیگری اعتماد دارد و به همدیگر کمک می کنند. مردم درب خانه هایشان را به رویمان باز می کنند. و این خیلی زیباست. حس خوبی است… اعتماد، به انسان تمرکز و انرژی بیشتری می دهد. انگار که همه با هم خواهر و برادرند. همه با یک اندیشه مخالفند… از شما هم متشکرم. از اینکه ما را همراهی می کنید و راجع به ما می نویسید. مممنونم که به فکر ما هستید.

و همچنین فاروک دمیرلاپ، پزشکی از استانبول نیز در مصاحبه با روزنامه نگاران بیان داشت:

- حق با تظاهرات کنندگان در پارک گزی بود. اما با رفتار خشونت بار پلیس و پرتاب گاز هزاران نفر معترض دیگر به میدان ها آمدند. رئیس جمهور هم از این موضوع صحبتی نکرد. الان هزاران نفر هر روز تظاهرات می کنند. تعداد کشته شدگان زیاد است. اما خبررسانی نمی کنند. حتی هنرمندان در پارک گزی، گرد هم آمده اند و شب ها در چادر می خوابند. ما از دولت می خواهیم تا در زندگی مردم مداخله نکند. به حق آزادی مردم احترام بگذارد. به نوشیدن و سیگار کشیدن و ارتباط و دوستی دختر و پسرها کاری نداشته باشد. خواسته های دیگری هم داریم. بسیار است… نخست وزیرمان اردوغان حتی کسانی که آب جو می نوشند را عیاش الکی خطاب می کند! زنان خانه دار از صبح خوارک آماده می کنند و نزد معترضین می برند. همه اینجا با هم متحد هستند و در یک میدان مبارزه می کنند.

فاروک دمیرلاپ در مصاحبه با روزنامه نگاران از یک معترض زخمی می گوید که باید به او رسیدگی کند. و این گفت و گو نیمه تمام می ماند…

اعتراضات مردم ترکیه روز به روز وسیع تر شده و خواسته های مردم تنها به عذرخواهی دولت ختم نمی شود. بلکه شعارِ “دولت، استعفا” به هدف اصلی معترضین مبدل گردیده است. اما باید دید که عکس العمل دولت به این خواسته و خشم خاموش نشدنی مردم ترکیه چه خواهد بود.

روزنامه نگاران-میرا نصیری (سارا شمس)

برای مشاهده تصاویر بر روی لینک وبسایت کلیک کنید:
http://rooznamehnegaran.com/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%8C-%D8%B3%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%B9%D8%B4%D8%A7%D9%82%D8%9B-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%85%D8%B1/



.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...