رد شدن به محتوای اصلی

پایش را در جبهه از دست داده بود، اما مقصر اصلی را عراق نمی دانست!


استادی داشتم جانباز که پای چپش رو در جبهه از دست داده بود.
البته هرگز متوجه یکپا بودنش نشده بودم و فقط آهسته و ناقص راه رفتنش من رو کنجکاو می کرد. یک روز ازش پرسیدم؛ استاد. پاهاتون درد میکنه؟
سرش رو از پشت میز بلند کرد. با اینکه عینک به چشم داشت ولی کاملا مشخص بود که چشم هاش پر از اشک شده. با صدای لرزونی گفت؛ نه چیزی نیست. و در حالی که به پاش نگاه می کرد، ادامه داد؛ فقط اینکه من این پارو برای مبارزه با دشمن اصلی ایران از دست دادم.
همینطور که سرم رو می انداختم پایین، آهسته و با ناراحتی گفتم؛ عراقی ها...
با صدای محکم و بلندتری گفت؛ نه! خمینی و دولتمردهاش!
متعجب شده بودم و بهت زده! ولی بحث به هر دلیلی ادامه پیدا نکرد.

جریان از دست دادن پاش رو هرگز برام تعریف نکرد، ولی همیشه توی بحث هاش بهم متذکر می شد که؛
گول اینارو نخورین. گوشاتون رو با مزخرفات این حکومت پر نکنین و به حرف هاشون امیدوار نباشین. با همین دروغ ها بود که مردم رو گول زدن و وارد ایران شدن. در حالی که اینا اصالتشون ایرانی نبود و با این جنگ ساختگی مردم رو به جنگ مشغول کردن تا به راحتی پایه های حکومت رو قوی کنن و بین مردم محبوبیت بیشتری به دست بیارن. و خیلی راحت تر ایران رو تحت سلطه خودشون در آوردن.
و خیلی وقت ها تاکید می کرد که؛

هرگز فکر نکنین همه کسانی که در جبهه حضور پیدا کردن، از عاشقان و فداییان رهبر بودن! بلکه خیلی از اون ها فقط برای دفاع از مرز و بوم خودشون با دشمن به مقابله پرداختن!

سالهاست که از استادم بی خبرم، اما حرف هایش با همان تن صدایش در ذهنم تکرار می شوند. استاد عزیزم. من هویت اینان را بهتر شناختم. سپاس از راهنمایی هایت.


میرا نصیری





نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...