بختیاری های اصفهان، تنها به این دلیل که در یک سریال تلویزیونی مورد بی احترامی قرار گرفته بودند (که درواقع اینطور نبود و قهرمان سریال یک بختیاری بود!)؛ بلافاصله به خیابان ها ریختند و آنقدر اعتراض کردند که نهایتا صدا و سیما مجبور به عذرخواهی شد!
اما اینکه بسیجیان بر سر و صورت دخترانِ شهرشان اسید پاشی کرده و آینده ی آنان را با عقاید اسلامیشان نابود می کنند؛ نه تنها برای بختیاری ها، بلکه برای هیچیک از شهروندان ایرانی ذره ای هم ارزش ندارد!
(مطلبی از یک شهروند اصفهانی(با ویرایش))
* در سه هفته ی گذشته، ۸ مورد اسیدپاشی به صورت زنان جوان گزارش شده است.
* چطور می شود انتظار داشت یک عده مسلمان زاده با عنوان مبارزه با بدحجابی با انسان ها چنین نکنند؛ در حالی که خبرگزاری های رژیم برای تهیه تصاویرشان از قربانیان، تکه پارچه ای بر روی سرِ باندپیچی شده شان می اندازند؟!
رژیم اسلامی بزرگترین نا امنی در ایران است و چه بسا این عمل خشونت بار، حربه ی دیگری باشد برای وحشت از بی حجابی در بین مردم، در حالی که دیگر کسی انگشت اتهام را به سوی حکومت اشاره نخواهد برد!
زنان میهنم! اگر تا به امروز زنده هستید، واقعا شانس آورده اید!
- شانس آورده اید که مثل ندا، قلبتان را با گلوله ای سوراخ نکرده اند!
- شانس آورده اید که که مثل ترانه، پیکرتان را در آتش نسوزانده اند!
- شانس آورده اید که مثل الناز، به روح و جسمتان تجاوز نکرده اند!
- شانس آورده اید که مثل هزاران زن آزادی خواه دیگر، شما را با انواع آلات شکنجه، زجر نداده اند!
اما این شانس همیشگی نیست. فردا شاید نوبت خود شمایی باشد که امروز این تصویر دلخراش را می بینید!
نا امنی تنها به اسید پاشی نیست. نا امنی، بی پولی، آوارگی، بی احترامی، نبود آزادی از هر جهت برای همه است با میزان درد و فشاری متفاوت... .
اگر یکبار برای همیشه برخیزید، نه تنها خودتان، بلکه نسل های بعدیتان را هم از نابودی نجات خواهید داد.
اما اینکه بسیجیان بر سر و صورت دخترانِ شهرشان اسید پاشی کرده و آینده ی آنان را با عقاید اسلامیشان نابود می کنند؛ نه تنها برای بختیاری ها، بلکه برای هیچیک از شهروندان ایرانی ذره ای هم ارزش ندارد!
(مطلبی از یک شهروند اصفهانی(با ویرایش))
* در سه هفته ی گذشته، ۸ مورد اسیدپاشی به صورت زنان جوان گزارش شده است.
* چطور می شود انتظار داشت یک عده مسلمان زاده با عنوان مبارزه با بدحجابی با انسان ها چنین نکنند؛ در حالی که خبرگزاری های رژیم برای تهیه تصاویرشان از قربانیان، تکه پارچه ای بر روی سرِ باندپیچی شده شان می اندازند؟!
رژیم اسلامی بزرگترین نا امنی در ایران است و چه بسا این عمل خشونت بار، حربه ی دیگری باشد برای وحشت از بی حجابی در بین مردم، در حالی که دیگر کسی انگشت اتهام را به سوی حکومت اشاره نخواهد برد!
زنان میهنم! اگر تا به امروز زنده هستید، واقعا شانس آورده اید!
- شانس آورده اید که مثل ندا، قلبتان را با گلوله ای سوراخ نکرده اند!
- شانس آورده اید که که مثل ترانه، پیکرتان را در آتش نسوزانده اند!
- شانس آورده اید که مثل الناز، به روح و جسمتان تجاوز نکرده اند!
- شانس آورده اید که مثل هزاران زن آزادی خواه دیگر، شما را با انواع آلات شکنجه، زجر نداده اند!
اما این شانس همیشگی نیست. فردا شاید نوبت خود شمایی باشد که امروز این تصویر دلخراش را می بینید!
نا امنی تنها به اسید پاشی نیست. نا امنی، بی پولی، آوارگی، بی احترامی، نبود آزادی از هر جهت برای همه است با میزان درد و فشاری متفاوت... .
اگر یکبار برای همیشه برخیزید، نه تنها خودتان، بلکه نسل های بعدیتان را هم از نابودی نجات خواهید داد.
میرا نصیری

نظرات
سه شنبه (بهرام شید) سپندارمذ پنجمین روز از ماه اسپند ، جشن اسپندگان ، گرامی باد .
جشن سپندارمزدگان ، جشن پاسداری از زمین و پاسداشت زن ایرانی و روز مهر و عشق بر همه ی ایرانیان ، به ویژه زنان آزاده ی سرزمین دربندمان ایـــــران خجسته باد...
به همان اندازه که فرهنگ تهاجمی تازی نتوانسته است فرهنگ کهن و ریشه دار ما ایرانیان را در طول این 1400 سال از بین ببرد ، نباید گذاشت که اینبار، دانسته و یا ندانسته از سوی دیگر ، مورد خود باختگی قرار بگیریم .
14فوریه که امسال برابر شد با25 بهمن 93 ما ایرانیان روز ولنتاین را به عشاق غیرایرانی تبریک گفته و برای آنان همواره زندگی پراز سعادتی را آرزو می کنیم ، اما ما ایرانیان با توجه به ریشۀ فرهنگ نیاکانی همواره سپندارمذگان (پنجمین روز از ماه اسفند هرسال) را گرامی میداریم.
جشن اسفندگان يا سپندارمذگان برابر است با پنجمين روز از ماه اسفند در همه گاهشماريهاي ايراني.
در باره وجود دو گانگيها(29 بهمن و 5 اسفند ) بايد گفت که جشنها و فاصلههاي ميان آنها در متون کهن ايراني داراي تعريف و اندازههاي مشخصي است که به مانند دانههاي يک زنجير در پيوستگي کامل با يکديگر هستند. تغيير جاي يکي از آنها، موجب گسست کل اين رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ايراني آمده است، جشن سده پس از 40 روز از شب يلدا يا چله، و پس از 100 روز از اول آبان قرار دارد. همچنين جشن سده، پيش از 25 روز از جشن اسفندگان است.
اين اندازهها و فاصلههاي تعريف شده در متون و منابع کهن ايراني، تنها با گاهشماري ايراني با ماههاي سي و يک روزه (مبدأ هجري خورشيدي فعلي) که بزرگترين دستاورد دانش گاهشماري در جهان است، مطابق است؛ ولي با کتابچهاي نوساخته که در چند سال اخير در ايران با نام سالنماي ديني زرتشتيان چاپ ميشود، مطابقت پيدا نميکند. چرا که در اين کتابچه، فاصله 100 روزه از اول آبان تا جشن سده به 106 روز، فاصله 40 روزه شب يلدا تا جشن سده به 46 روز، و فاصله 25 روزه جشن سده تا اسفندگان به 19 روز رسيده است. اين فاصلهها با هيچکدام از اسناد و منابع و تاريخنامههاي ايراني هماهنگي ندارد.
. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آوردهاست که ایرانیان باستان روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین میدانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده اند. ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد. امروز زرتشتیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ - پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) برابر با بیست و نهم بهمن در گاهشماری خورشیدی امروزین برگزار میکنند. عموم پژوهشگران ؛زمان درست این جشن را پنجم اسفند میدانند و ابداعات جدید در انتقال آن به 29 بهمن را نادرست میانگارند.
از اين رو، زمان درست شب يلدا برابر با شامگاه 30 آذر، جشن سده در 10 بهمن و جشن اسفندگان در 5 اسفند است.
هنگامی که فرهنگ خود را شناختيم، خوبيهای آن را در يافتيم و بدان بها داديم، مي توانيم به فرهنگ پروری خود بباليم
همچنین بجاست اگر یادی بشود از جاوید نام استاد منوچهر فرهنگی
جاويدان نيايش هاي نياکانمان نگاهبان تمامي فرزندان ايران باد.
امروزبهرام شيد پنجم اسپند ماه سال 12783 آريايي
برابر با سه شنبه پنجم اسفند ماه 1393 تازي وبیست وچهارم ماه فوريه 2015ميلادي
(ا.و.گ.ا)