رد شدن به محتوای اصلی

تناقض در نگاه اصلاح طلبان




دوست خطاب به خانم حقیقت جو:
در گفت و گویتان با شبکه همصدایی اشاره می کنید که ما اصلاح طلب ها معتقدیم که اگر موسوی می آمد، تغییرات قابل توجهی را شکل می داد!
منظور شما این است که یک فرد می تواند حکومت اسلامی را تغییر دهد! 
این گفته شما به این معنیست که حکومت، یک حکومت دیکتاتوری و قائم بر فرد است!
که اگر این چنین است، یعنی حکومت دیکتاتوریست! پس دیگر اصلاحات معنایی ندارد!!!
به گفته خودتان باز می گردم: یعنی یک فرد(موسوی) می تواند بر فرد دیگری غلبه کند و به قول شما تغییرات قابل توجهی به وجود بیاورد!!
این یک تناقض فاحشی را در نگرش شما به میان می آورد!
به عبارتی دیگر، اگر شما تاثیر گسترده یک فرد را در حاکمیت قبول دارید معنایش آن است که حکومت، یک حکومت دیکتاتوریست! که فردی می رود و فرد دیگری جایگزین می شود!!
در حالی که شما می دانید حکومت اسلامی توسط عده بسیاری در مقابل و پس پرده ها اداره می شود، چگونه ممکن است که فرد یا مهره مورد نظر شما(موسوی) بتواند تاثیر قابل توجهی بر همه آن ها (چپاولگران و جنایتکاران)، بگذارد؟؟

به نظر می رسد که منظور شما ادامه یا همان نعش کشی حکومت خونخوار اسلامی، مانند هشت سال ریاست جمهوری محمد خاتمی است که تنها منجر به طولانی تر شدنِ عمرِ حکومت مفلوک اسلامی شد.
گویا انتظار شما انتخاب مهره ای دیگر تنها برای سوء استفاده، غارت و جنایت بیشتر است!


پانوشت: فاطمه حقیقت جو در یک جمع اعتراضی در شهر بوستونِ آمریکا چنین بیان کرد:

همه با دیدگاه های مختلف، با نظرهای مختلف دور هم جمع شدیم. یکی ممکن است سلطنت طلب باشد، یکی دیگر ممکن است عضو سازمان مجاهدین(منافقین) باشد، اما همه ما یک هدف مشترک داریم.

تناقض تا چه اندازه ؟؟!
چگونه می توان هدف یک سلطنت طلب و یا یک مجاهد را با یک اصلاح طلب یکی دانست؟؟؟!!!


نظرات

‏ناشناس گفت…
مبارک باشه .ان شالله پایدار و استوار باشی
Unknown گفت…
به لیست وبلاگها اضافه ات کردم

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...