رد شدن به محتوای اصلی

تاکیدِ هرچه بیشتر بر قومیت گرایی، برابر با کاهش میزان اتحاد ملی است!


قسمتی از سریال کهن را که بختیاری ها ادعا میکنند در آن به ایشان توهین شده، چندبار تماشا کردم!‌ ولی هیچ توهینی به ایشان در آن نیافتم!! (به غیر از ترویج گفتار چاله میدانی توسط صدا و سیما) حتی به نظر می رسد که قهرمان فیلم یک بختیاری باشد!!!!
در عجبم از مردمی که اگر بگویند بالای چشمتان ابروست، زمین و زمان را به هم میبافند تا بگویند؛ خب که چی؟! بالای چشممان ابروست! ؛ ولی اگر مالشان را غصب کنند، تاریخشان را نابود، مردمشان را قتل عام و به مال و زندگیشان تجاوز، کوچکترین اعتراضی ازشان دیده نمی شود!
تاکیدِ هرچه بیشتر بر قومیت گرایی، برابر با کاهش میزان اتحاد ملی می باشد و این امر، درست در امروزِ ایران قابل مشاهده است... . چراکه خویش وُ خُرد اندیشی، از بارزترین نکات این اندیشه ناقص است.

ــــ ای کاش قتل زندانیان سیاسی نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش تجاوز به مال و جان ایرانیان نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش تحقیر و رذالت ۳۵ ساله ی حکام اسلامی نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش اختلاس، ترور، گشت ارشاد، سرکوب و اسارت ما همگان، نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش استفاده از آن پرچمِ اسلامی و آغشته به خون هزاران انسان بیگناه محکوم بود... !
ــــ ای کاش ... !

نظرات

‏ناشناس گفت…
یکی از راهکار های اسراییل و امریکا برای کند کردن پیشرفت های روز افژون ایران در خاورمیانه حمایت و ایجادگروه های تجزیه طلب با استفاده از رسانه هایی مثل صدای امریکا و بی بی سی خود حکومت ما برای کنترل مردم از ایجاد سردی و مشکلاتی مانند اعتیاد و مسایل اجتماعی کمک میگیره تا مردم متحد نشن و سر به مشکلات خودشون باشه بخاطر این گفتم مرگ بر حکومت اسراییل چون کافیه یه مقدار حکومت مرکزی ضعیف شه تا به چشم خودتون جنگ داخلی و تو ایران شاهد باشید
‏ناشناس گفت…
فقط کافیه به کشور هایی مثل لیبی مصر سودان افغانستاننگاه کنید تا متوجه بشید که ایالت متحده دلسوزی نسبت به مردم نداره
‏ناشناس گفت…
گر چه خباثت و کثیفی تو ذات سیاسته

پست‌های معروف از این وبلاگ

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!  بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!  این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!  نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است! دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!  اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنی...

فمنیست ها، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را به آتش کشیدند

فعالان سازمانِ فمن، پرچم لا إله إلا الله محمد رسول الله را روبروی مسجدی در پاریس به آتش کشیدند.  دختران فمن تونسی در فرانسه در اعتراض به قوانین اسلامی و حبس کردن امینه دختر فمن در تیمارستان، پرچم اسلام را به آتش کشیدند!  به امید آن روز که دیگر هیچ پرچم مذهبی در دنیا وجود نداشته باشد!   ! به آتش کشیدن پرچم اسلام!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!!

و آنگاه که مذهبی های مسیحی و مسلمان یک عقیده را در خواب به دار می آویزند...!! دیشب خواب دیدم در سفر به اندونزی برای شرکت در مراسم خواهر یکی از دوستانم، در کشوری که هواپیما برای سوخت گیری در فرودگاهش فرود آمده بود، پیاده شدم و خواستم شهر را هم دیده باشم. همینطور که در یکی از خیابان های شهر قدم می زدم ساختمانی قدیمی به چشمم آمد. وارد شدم و پس از عبور از اتاق های بسیار داخل اتاقی شدم که به کلاس درس می مانست و کشیشان بسیاری در آنجا مشغول کتاب خواندن بودند! یکی می خواند و دیگران گوش می دادند. پاراگراف که تمام می شد، کشیشی دیگر شروع به خواندن می کرد. کتابی را از روی سکوی کنار پایم برداشتم تا بدانم چه می خوانند. پارسی نوشته بود! نوبت به من رسید! با تعجب نگاهشان کردم! یک نفر کتابش را به دستم داد و انگشت اشاره اش را زیر یکی از خطوط گذاشت تا بدانم خواندن را از کجا شروع کنم! نگاه های خیره و پر از خشمشان به من مهلت آن را نداد تا بگویم گذری به اینجا وارد شده ام و از شما نیستم! چون پارسی بود شروع کردم به خواندن بلکه از آن چشم ها خلاصی یابم. اما تمام کلمات را بدون استثنا با غلط خوانده و چنان در خوا...